غلامعلى صفايى
146
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
همين علت ، هر دوى آنها هم در موارد نفى فعلى كه توقع و انتظار وقوع آن فعل در زمان ماضى بوده و هم در موارد نفى فعل غير متوقع استعمال مىشوند . مثال موردى كه توقع حصول فعل منفى بوده ولى آن فعل در زمان ماضى تحقق نيافته مانند جايى است كه شما قيام كردهايد و مخاطب قيام نكرده در حالى كه شما توقع قيام او را داشتهايد : « ما لي قمت و لم تقم » يعنى « چه چيزى براى من وجود داشت كه من قيام كردم و تو قيام نكردى « ما لى قمت و لمّا تقم » يعنى « چه چيزى براى من وجود داشت كه من قيام كردم و تو هنوز قيام نكردهاى » ، همانطور كه ملاحظه شد بين « لم » و « لمّا » درباره نفى حصول و عدم آن بالنسبه به زمان ماضى فرقى نيست . بايد دانست از عبارت « مالى قمت » كه جمله استفهامى مجازى است توقع دانسته مىشود ، لكن اگر بدون اين جمله گفته شود « لم تقم » يا « لمّا تقم » اينجا توقع دانسته نمىشود و فقط براى نفى وقوع فعل است . الخامس : آخرين فرق « لمّا » با « لم » اين است كه فعل منفى « لم » جايز نيست حذف شود و گفته شود : « وصلت إلى بغداد و لم » و شما اراده كرده باشيد « لم أدخلها » ، در حالى كه فعل منفى « لمّا » جايز است حذف گردد به شرط اينكه دليل يعنى قرينهاى در كلام باشد ، مانند قول مردى از قبيله بنى أسد در ذم زنان غريبهاى كه مردان آن قبيله آنان را به زنى گرفته بودند و اين موجب جنگ بين آنان شد و باعث سيادت و رياست شاعر بر قبيله بنى أسد گرديد : « فجئت قبورهم بدأ و لمّا * فناديت القبور فلم يجبنه » « 1 » شاهد : در حذف فعل منفى به « لمّا » است كه در اصل « لمّا أكن بدأ قبل ذلك » بوده است . تركيب شعر : فاء تفريع « قبور » مفعول فعل قبل و « بدأ » حال از فاعل و ضمير در « يجبن » به « قبور » عود مىكند و هاء در آخر « يجبنه » هاء سكت است و « بدأ » به معناى « سيدا » است چون سادات هرقوم وقت شمارش آن قوم ، اوّل و در به دو امر شمرده مىشود .
--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 681 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 5 / 151 و 3 / 72 ، حاشية الصبان : 4 / 6 ، همع الهوامع 2 / 57 .